العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
220
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
ارسطو در كتاب نعوت گفته : چون پرستوها كور شوند از درختى بنام عين شمس بخورند و ديد آنها باز گردد براى سودى كه در اين درخت است براى چشم . و در رساله قشيرى در پايان باب محبت گفته : پرستوى نر از پرستوى ماده خواستگارى كرد روى گنبد سليمان و ماده نپذيرفت ، گفتش از من نپذيرى با اينكه اگر خواهم گنبد سليمان را برگردانم ، سليمان آن را شنيد و او را نزد خود طلبيد و گفت : براى چه اين را گفتى ؟ پاسخ داد عاشقان بگفتههاشان باز خواست نشوند ، فرمود : راست گفتى و ثعلبى و جز او در تفسير سوره النمل آوردند كه چون آدم از بهشت بدر شد از تنهائى شكوه كرد و خدا پرستو را همدم او ساخت و پابند خانهاش نمود و از براى همدمى از آدميزاده جدا نشود . گفته : چهار آيه قرآن با او است لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ - تا آخر سوره حشر - و در الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ، آوازش خود را بكشد ، و پرستو چند نوع است يكى با كنارههاى دريا انس دارد و آشيانه در آنجا كند و تن ريزى دارد فروتر از گنجشك بستانى و خاكسترى رنگ است و مردم آن را سنونو نامند با سين بىنقطه و دو نون و ديگرى سبز است و بر پشتش اندكى سرخى است و از درّه خردتر است و مردم مصر آن را خضيرى نامند براى سبزى رنگش و پروانه و مگس و مانند آنها خورد . و نوع ديگرى بالهاى بلند نازك دارد و با كوه الفت دارد و مورچه خوار است و بدان سمائم گويند و برخى آن را سنونو نامند و آن در مسجد الحرام بسيار است و در سقف درب بنى شيبه آشيانه كند ، و برخى مردم پندارند همان ابابيل است كه خدا اصحاب فيل را با آنها شكنجه كرد . سپس گفته : خوردن پرستوها حرام است چون عبد الرحمن بن معاويه از پيغمبر نهى از كشتن پرستوها را روايت كرده و بروايتى از عبادة بن اسحاق از پدرش آمده كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله نهى كرد از كشتن پرستوها كه بسيار بخانهها باز گردند